يزد، زادگاه خاتمي، همان شهري است كه حاميان خاتمي بسيار روي آن سرمايهگذاري كرده و در آستانه سفر احمدينژاد به اين شهر نيز تداركات وسيعي اعم از پخش بيانيهها و انتشار اخبار كذب، پيشبيني كرده بودند تا استقبال سردي از احمدينژاد صورت بگيرد تا روي آن مانور تبليغاتي بدهند.
اما خداوند مكر آنها با به خودشان بازگرداند و شهر يزد در سفر رئيسجمهور به اين شهر، شاهد صحنههاي بينظيري از استقبال مردم از احمدينژاد بود.
آري؛ خاتمي در زادگاهش نيز مرده است و من اگر جاي وي بودم از هماكنون چند برگ بيانيه براي خودم آماده ميكردم تا پس از شكست سنگينم در 22 خرداد در مقابل احمدينژاد، آن را قرائت كرده و شكستم را به گردن نيروهاي غيبي! بيندازم.
اما بنده بيش از همه، دلم براي هواداران خاتمي در سايت يارينيوز ميسوزد كه گويا پيلهاي به دور خود تنيده و خود را در آن محصور كردهاند و از وضع كشور خبر ندارند.
عكسها به خوبي گوياست:






قصد نوشتن ندارم. فقط من نيز خواستم همچون ديگر اصولگرايان خوشحالي خودم را از اعلام حضور محمد خاتمي رئيس بنياد باران در انتخابات رياست جمهوري آينده اعلام كنم.
البته اميدوارم محمد خاتمي آن اندازه از جرأت را داشته باشد كه تا روز آخر بماند و خود را در معرض رأي مردم قرار دهد.

اما نميدانم چرا مدام دلم شور ميزند كه خاتمي كنارهگيري خواهد كرد.
در هر صورت، پرواضح است كه اعلام كنارهگيري احتمالي خاتمي در آينده و در روزهاي نزديك به انتخابات و خودداري وي از روبرو شدن با احمدينژاد، دهنكجي به مردمي خواهد بود كه در ظاهر آنها را ولينعمت خود ميداند.

